فیلم‌نامه فیلم کوتاه پیانو نوشته امیرعلی اعلایی

فیلم‌نامه فیلم کوتاه پیانو

نوشته امیرعلی اعلایی   یک / داخلی / سالن خانه (واحد دو) / روز (عصر) نرده‌های درب سالن رو به حیاط خانه را خاک گرفته. حمید که کیسه‌ای پلاستیکی پر از کلید در دست دارد کلید‌های مختلف را برای باز کردن قفل درب امتحان می‌کند، اما کلید‌ها به قفل نمی‌خورند. صدای تک نوت‌های پیانو شنیده می‌شود. در سالن خانه وسایل کمی است، مقداری جعبه‌های کارتونی در جاهای مختلف خانه قرار…

ادامه مطلب…

فیلم‌نامه فیلم کوتاه کشتارگاه

فیلم‌نامه فیلم کوتاه کشتارگاه

نوشته: بهزاد آزادی تهیه‌کنندگان: المیرا ارزانی پور، بهزاد آزادی، کارگردان: بهزاد آزادی، برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: حسین عبدی، بازیگران: بهرام آزادی، هیمن آزادی، محمد کریمی، صلاح ادیم، محمد رحمتی، روشنک شکری، پارمیدا اکرامی، مدیر فیلم‌برداری: شاهین عراقی، تدوین: فرشته پرنیان، صدابردار: محمدحسین مهرجو، صداگذار: حسین قورچیان، طراح صحنه و لباس: بهزاد آزادی، احمد دامیار، گریم: فرزاد امیرنژاد، مدیر تولید: حامد شیرزاد   خارجی. رودخانه. بعدازظهر شاهو، هیمن، زانیار و…

ادامه مطلب…

فیلم‌نامه فیلم کوتاه تنازع

فیلم‌نامه فیلم کوتاه تنازع

نوشته: مسعود حاتمی   خارجی. برکه. صبح خورشید تازه طلوع کرده و آرام‌آرام فضای برکه را گرم می‌کند. حشرات و حیواناتی که در برکه زندگی می‌کنند از فرصت استفاده کرده و خود را زیر نور آفتاب گرم می‌کنند. صدای فریاد پسری جوان که از آسمان در برکه می‌افتد، در فضا می‌پیچد.   تیتراژ   خارجی. برکه. ظهر مردی حدوداً ۴۰، ساله و هیکلی درحالی‌که کلاه کاسکت موتورسواری بر سر دارد…

ادامه مطلب…

فیلم‌نامه فیلم کوتاه کودکان ابری

فیلم‌نامه فیلم کوتاه کودکان ابری

نوشته: رضا فهیمی اقتباسی از قصه «کودکان ابری» از کتاب «باغ اناری» نوشته محمد شریفی نعمت‌آباد   روز ــ خارجی ــ مدرسه / حیاط ربابه فراش در حال جمع کردن خزان است. حسن چوپانی دانش‌آموز ۱۰ ساله وارد حیاط می‌شود، به سمت زنگ شتری می‌رود تا زنگ را به صدا دربیاورد اما میله زنگ را نمی‌بیند. به سمت ربابه فراش می‌رود.   حسن چوپانی: میله زنگو چیکار کردی؟ بده آی…

ادامه مطلب…

فیلم‌نامه فیلم کوتاه چشم آبی

فیلم‌نامه فیلم کوتاه چشم آبی

نوشته: امیر مسعود سهیلی، سعید قربانیان باهمیاری گروه فیلم‌نامه‌نویسی سیمیا بر اساس قصه‌ای باهمین نام از جواد مجابی   صدای راوی: بچه که بودم یه شیشه رنگی می‌گرفتم جلوی چشام به خودم می‌گفتم آگه دنیا این رنگی بود چقدر بهتر بود اما این قصه درباره یه بچه است که دنیاش جدی جدی آبیه مث یه پرنده وقتی تو آسمونه مث ماهی تو دریا. این قصه شاید قصه نیس ولی این‌طوری…

ادامه مطلب…

Ad
Ad
Ad
Ad
Ad
Ad

نقل قول و کپی‌برداری از اخبار منتشر شده در فیدان با ذکر نام منبع و درج لینک وب‌سایت بلامانع است. حقوق استفاده از سایر مطالب برای فیدان محفوظ است و باز نشر در رسانه‌های دیگر تنها با اجازه رسمی ممکن خواهد بود.

بالا